دست چپی

سپتامبر 6, 2007

وقتی مبارزه منحرف میشود

دسته: بدون دسته بندی — dastechapi2 @ 9:10 ق.ظ

26 زندانی  سیاسی فراخوانی داده اند که میتواند فعالین  سیاسی  داخل و خارج   را به حرکت دراورد و تکانی به جنبش انقلابی و اعتراضی بدهد.این  فراخوان در راستای خطر تشدید اعدامهای زنداینهای سیاسی منتشر شده است.خطر اعدام     وتشدید   سرکوبها به حدی زیاد شده است  که  باید به طور صریح  و سریع از این اقدام  حمایت نمود.جمهوری اسلامی  به تنها چیزی که نیاز دارد     سکوت و    بی تفاوتی است.اینجا است که وظیفه انسانهای ازادیخواه  مشخص میشود.وظیفه ما   در حال حاضر به طور   کاملا  صریح ایستادگی در براب این توحش    و این  سبعیت است.برای  ما کمونیستهای کارگری     اعدام  اعدام است.هیچ کس   و در هیچ  جایی نمیواتد  اعدام شود.شعارما  شعار مردمی است که فریاد میزنند زندانی سیاسی ازاد باید گردد.وقتی هم   که شعار زندانی سیاسی را میدهیم    منظورمان    تمام انهاست.هر عقیده ای  و هر مرامی که باشد.مربوط به هر بخشی از   احزاب   بورژوازی و یا کموئیستی باشد.دوم خردادی  و یا صدام حسین باشد.همه باید بی هیچ قید و شرطی ازاد شوند.اینجا  کسانی نیز پیدا میشوند  که   از  عقده های  فردی   و اختلافات فردی   با این وان استفاده میکنند  تا عقب ماندگی  خود ر به رخ دیگران نشان بدهند.نشان بدهند که     در درجه اول با کمونیزم کارگری      و در درجه دیگر  با افراد  و شخصها مشکل دارند  .همین مبارزه با اشخاص   است که  انها را  حتی درکنار   عقب مانده ترین جنبشهای اجتماعی میاندازد.کمونیزم کارگری    با تمام جریانات  راست و    ارتجاعی    مشکل دارد  و تماما در  مقابله با همه انها  قرار دارد  ولی   هیچگاه حاضر نیست   مبارزه  خود را  در قامت   شعارهای ضد انسانی  و    شرق زده   رهنمون کندو  از مخالفت با   شخص و   یا گروهی  دست  به دامن هرکس  وناکسی بشود   ویا انسان ستیزی    و انتقام را سرلوحه  خویش قرار بدهد.شاهدیم  مبارزه با افرادی  به جایی رسیده  که حتی مبارزه    وهدف فراموش شده است.سعی میشود   اسمان و ریسمان به هم بافته شود تا مسیر   فراموش گردد.به همه انگهای   بسیار زشت    زده شود تا ماهیت  فلان کس را به همگان   معرفی نمایندو ازادیخواهان را درکنار  افراد معلوم الحال و بیکاره قرار دهند.من  این     را مبارزه نمیدانم.این انتقام گیری   های شخصی  ربطی به مبارزه ندارد.انهایی که با کسی اختلافات   خانودگی ندارند نمیتوانند  به بهانه ان فرد   مبارزه را در جهت دیگری قرار بدهند.بی عملی خود را به  به بهانه های واهی    تصدیق  کنند.نشان دهند که  ان قدر مبارزه با فلان فرد کوشا هستند که حتی در قامت یک سانسور چی  و یا یک   طرفدار اعدام  وزندان بیرون میاند.اگر این طور است  بهتر است  مسیر خود را مشخص کنند.انها یا اپوزیوسیون   رزیم هستند و یا اپوزیسون فلان شخص   ویا زندانی سیاسی     ودر این صورت   کار همه  نیز راحت میشوند.یک مبارز اصیل با جمهوری اسلامی   وقتی  مبارزه با اعدام و زندان میشود دیگر  نباید    تبصره ای را اضافه کند.که اعدام بد است  به جز فلانی که حقش است و یا   زندای شدن  فلان کس   جزو هدف ماست.این  چه مبارزه ای است.

مسول سایت سلام دموکرات    یک  انتی کمونیست کارگری  ویک انتی فخر اور است.کافی است    یک مائوییست و یا   دوم خردادی چپ شده نقدی به حزب بنویسد تا  سرمقاله  این سایت شود.کافی است   سخنی از جانب حزب بزنیم تا انها  حتی اگر   به دامن  ارتجاع و    ویا  عقب مانده ترین  سخنان هم بشود  می افتند تا  مخالفت خود را با حزب نشان دهند.از  مساله برخورد با سکس  و یا  ازادی و یا    مخالفت با اعدام  غیره گذشته تا   مسایل جنبش کارگری   همین طور   به بهانه های  مختلف  که در زندان بین   مسول این سایت با یک فرد نه چندان  با اهمیت  از منظر سیاسی   به انجام  رفتارهایی دست زده اند که حتی  نوع مبارزه خود را نیز   در جهت مقابله با این فرد  قرار داده اند و نوع رابطه با این فرد تحت الشعاع  مسائل دیگر   افتاده است.و اکنون شاهدیم اسمان رسیمان به هم بافته شده که میخواهند کمونیستهای کارگری را درکنار فخر اور صفتان قرار دهند  . حتی اکنون شاهدیم  برای مبارزه با جمهوری اسلامی  ابتدا   باید  مشخص شود  زندانیان چه ارتباطی با فلان زندانی دارند و حال که مشخص کردند    فلان کس  با فلان کس در ارتباط است    اعدام را حق   این ادمها دانستند.

مسول سایت  سلام دموکرات  در  عالم  هپروت    امده است  نشسته است که   چون  زندانی به نام خالد  حردانی  سلطنت طلب است  و شبیه   فخر اور صحبت میکند   وبا فردی مشکوک  به همکاری با فخر اور  مراوده میکند     وقبلا بیانیه هایی داده است  پس مشخص است   که  نباید با او   همکاری نمود  و در این صورت   ما با جمهوری اسلامی و فخر اور رابطه داریم.نگارنده میداند که اوردن نام فخر اور   به معنای  این است که  بخواهد هم  انگی  به حزب کمونیست کارگری بزندوهم   به  دورغ پراکنی  وشایعه سازی دست بزند.فخر اور در این ماجرا   هیچ نقشی بازی نیمکند.حتی   شاید خبری از این ماجرا نداشته باشد.او  را تنها کسانی تحویل میگیرند  که برای  معروف کردن او سایت و وبلاگ درست کردند   و هرروز او را به چیزی متهم کردند که  صد و هشتاد درجه   مغایر هم بود.بعد از ان  هر خبری را تحت الشعاع  این  فرد قرار دادند   و حال که حتی  در کنار جمهوری اسلامی قرار میگیرند تا ماهیت   این شخص را نشان دهندو نشان دهند  در ابتدا اپوزوسیون   این فرد  هستند.مسول سایت سلام دموکرات میگوید  خالد حردانی یک فخر اور دیگر است.خدمت دوستان  بگویم  که این افراد تا دیروز  فخر اور را مامور  اطلاعات جمهوری اسلامی میدانستند.پس خالد حردانی   که در استانه اعدام است  و مسول سایت سلام دموکرات خبر دارد و قبول میکند که ا و در استانه اعدام است نیز  باید مامور جمهوری اسلامی باشد؟این علنا یک هوچی گری علیه یک زندانی است.مسول سایت سلام دموکرات  میگوید  خالد حردانی یک هواپیما ربا بوده است.خب بر فرض  صحیح بودن این موضوع   چند سوال پیش میاید؟ایا کسی که  به هر دلیلی  چه  مالی و چه سیاسی   به این کار دست زده  حق حیات ندارد ؟ این در حالی است که همه میدانند که مساله هواپیما ربایی یک مساله سیاسی است   و هرکس به این اقدام دست بزند  خود به خو د  سیاسی میشود.از ان  وقتی جالبتر میشود  که سلام دموکرات برای یکی دیگر از هواپیما ربایان  که ضد  فخر اور است   با  افتخارسخن میگیود و القاب دکتر استفاده میکند.اقای سعید ماسوری  و ولی  الله فیض مهدوی   که به همیئ بهانه هواپیما ربایی دستگیر شدند   چون ضد فخر اور نوشتند به  درستی از سوی    اقای داراب زند زندانی سیاسی  و  حقیقت گو نام گرفتند ولی اکنون شاهدیم   برای عوض کردن  بحث    و هوچی گریهای معروف  ابتدا  میگویند   این فرد  هواپیما ربا است   و میخواهند بحث را تغییر بدهند.

اقای داراب زند   همیشه   استاد تناقض گویی بوده است.باور کنید هیچگاه از سخنان او چیزی سرتان نخواهد شد.او مجبور بوده است برای  انکه   بحث خود را به جایی برساند  این و ان را به هم وصل کند  تا حرفی زده باشد.قبلا یکبار درباره ایشان   و مصاحبه  ای که کرده بودند  که در وبلاتگ سابقم  چیزی نوشته بودم.گفته بودند   ما دوچپ انقلابی و چپ رفرمیست داریم.البته  چپ انقلابی مورد نظر ایشان  دو شاخه است   که یکی چپ کارگری و دیگری چپ رادیکال  است.به تازگی   محسن حکیمی  این  سوسیالیست  صنفی  را که به هیچکدام از این دو شاخه ها مربوط نیست  را نیز چپ انقلابی دانسته بودند.گفته بودند   چپ انقلابی  سابقا  کارهای کمیک زیادی کرده است که  مبارزه   با تشکیل سندیکا  و  شورا  وخددمت به رژیم برای مبارزه با امپریالیست  از خصوصوصیات ان است و مشخص نکردند این چپ انقلالبیونی بودند که  در کنار حکومت قرار میگرفتند؟ و با وجود اینکه خود را  با همین کارهای کمیک   انقلابی میدانستند گفته بودند   کمونیستهای کارگری رفرمیست هستند .سخنان ایشان هیچگاه  جذابیتی برای کسی  و هیچ بخش  حتی روشنفکران نیز ندارند.این را میتوانید  از عدم همیاری  دیگران با ایشان فهمید.دنیای ایشان  و سیاست امروز از منظر ایشان  بر پایه  حرکت کردن فخر اور میچرخد.کافی است  فخر اور با کسی باشد   تا ایشان  دنیای  امروز را تحت الشعاع ان قرار بدهد.این فرد در ذهن  خود کسی را متصور شده  که فکر میکند   مانند  مالیخولیا در همه جا حضور دارد؟اعتصابات زندانیان را سروسامان میدهد  و یا  با  دفتر تحکیم  و  فلان گروه در ارتباط است.در حالی که به مرورمشخص شد  که فخر اور هیچ جایگاهی  در بین  هیچ  جریانی از جامعنه ندارد.او  نه مبارز است و  نه  شخصیتی دارد که بتواند  کسی را با خود همراه کند.بسیاری بر ضد این  پسر گستاخ   سخن گفتند.تنها خود فخر اور معتقد است که هرکس برای معروفیت اسم او را به زبان میاورند. و یکی هم  جناب   داراب زند و رفقایش  که چنینی در عالم خویش فکر میکنند.دنیای امروز خیلی بزرگتر از ان است که  اقای داراب زند  و یا فخر اورها  بتوانند  ان را دنبال کنند.اختلافات انها بهتر است  در محیطهای کوچک   اینترنتی ادامه پیدا کند.انها بروند  هرگونه که توانشان است  به   پای هم بپیچند.از  مولانا فاکت   بیوارند   که ضد فخر اور گفت  و یا  رنگ چشمان فخر اور  را ابی و میشی کنند.بگذارید   دیگران به  کار خودشان برسند.

    بازهم تاکید میکنم  همه زندانیان سیاسی باید ازاد شوند.  وحکم اعدام همه زندانیان  باید لغو شود.این   یکی دو نفر را در بر نمیگیرد.بی قید و شرط و مربوط به هر عقیده و مسلکی است.جمهوری اسلامی از منظر توده ها   به هیچ عنوان   حق   محاکمه  کسانی را به جرم هواپیما ربایی ندارد و  نیمتوان انتظار   عدالت  را از کسانی داشت که خدو    رژیم کشتارو  جنون  بوده است.برای این امر مبارزه ای    بزرگ  چه حقوقی و چه توده ای   نیاز است.باید   از هر ظرفیتی استفاده کرد تا  بساط اعدامها برچیده شود.اینجا بگذار کسانی در دنیای کوچکشان خوش باشند

تا کنون 8 نظر داده شده »

  1. وبلاگ ستاره سرخ شروع به کار کرد. از وبلاگ ما دیدن کنید و در صورت تمایل ما را لینک کنید!
    زنده باد کمونیسم

    http://setare-ye-sorx.blogfa.com/

    Comment با Arsalãn — سپتامبر 7, 2007 @ 7:25 ب.ظ | پاسخ

  2. دوست عزيز ,
    با سلام و درود

    از وبلاگ قلم تا قدم ديدن كنيد.
    خوشحال مي شيم تبادل لينك كنيم در صورت تمايل ما را مطلع كنيد.

    Comment با قلم تا قدم — سپتامبر 9, 2007 @ 5:38 ق.ظ | پاسخ

  3. چپ سنتی بار دیگر نشان داد که نه درک سیاسی از اوضاع دارد و نه فهم درسن از سوسیالیسم. به بهانه اینکه خالد هردانی سیاسی نبوده و الکی سیاسی شده از فراخوان زندانیان سیاسی حمایت نکردند.

    Comment با eqball nazargahi — سپتامبر 10, 2007 @ 3:52 ق.ظ | پاسخ

  4. گل ..

    Comment با geda_faghir — سپتامبر 11, 2007 @ 12:10 ق.ظ | پاسخ

  5. باهات كاملا هم نظرم
    سرنگون باد جمهوري اسلامي زندان بان زنداني به وسعت جامعه ايران

    Comment با پيمان — سپتامبر 11, 2007 @ 2:57 ب.ظ | پاسخ

  6. با سلام
    رفقا یادداشت«تدافع و تعرض در جنبش کارگری» در وبلگ پرچم سرخ.

    Comment با مبارز سوسیالیست — سپتامبر 15, 2007 @ 10:40 ب.ظ | پاسخ

  7. درود رفقا
    بیانیه ی ” دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک ” به مناسبت آغاز سال تحصیلی رو از
    بلاگ ” آوای دانشگاه ” بخونید و در صورت تمایل در بلاگ خودتون قرار بدین .
    بدیهی ست در صورت درج در بلاگ و آگاهی دادن به سایر رفقا به صورت وسیع تر ، می توان گامی در جهت تقویت پایه های جنبش چپ ، نیز مقابله با سانسور رژیم مرتجع سرمایه داری اسلامی برداشت .

    برقرار باد دیکتاتوری انقلابی پرولتاریا

    آدرس ” آوای دانشگاه ” : http://www.avayedaneshgah.blogfa.com

    Comment با خبر مهم — سپتامبر 25, 2007 @ 8:24 ق.ظ | پاسخ

  8. مثل حکمت مرحوم سرهم بندی کردی و معلوم نیست چه میخواستی بگویی
    در یک کلام: حکمت تنها کسی بود که دولت اسراییل را به رسمیت شناخت
    دولتی که سازمان اطلاعاتش( موساد) مخترع شکنجه هایی مثل کابل است که
    برای شکستن مقاومت زندانیان سیاسی مقاوم استفاده در تمام دنیا و از
    جمله در ایران در هر دو رژیم استفاده میشد( انواع شکنجه ها) ، کسی
    که این موضع ارتجاعی را نسبت به دولت اسراییل داشت و آنرا مدرن ترین
    و غربی ترین دولت نامید هیچ فرقی با احمدی نژاد مرتجع یا جرج بوش مرتجع
    یا سایر مرتجعین نداشت ! همین مواضع ارتجاعی و خطرناک و ” غیرانسانی” بود
    که ماهیت اصلی حکمت را روشن ساخت

    Comment با نابود با امپریالیسم و ارتجاع در هرلباس — اکتبر 16, 2007 @ 10:19 ق.ظ | پاسخ


RSS برای دیدگاه‌های‌ این نوشته. آدرس دنبالک

دیدگاه‌تان را بنویسید:

وبلاگ روی وردپرس.کام.